تربیت نیروی انسانی مهمترین استراتژی امنیت اقتصادی

تصویر نویسنده تیم محتوا آکادینو | ۲۸ شهریور ۱۴۰۳
تربیت نیروی انسانی مهمترین استراتژی امنیت اقتصادی
تربیت نیروی انسانی مهمترین استراتژی امنیت اقتصادی
مدیرعامل شرکت ملی انفورماتیک با تاکید بر اینکه استراتژی امنیتی در صنعت پرداخت به معنای اقدامات تدافعی یا بازدارنده نیست بلکه همزمان با انجام امور باید شاهد تاب‌آوری و پایداری شبکه باشیم، گفت: تربیت نیروی انسانی مهمترین استراتژی امنیت اقتصادی است.

اهمیت نیروی انسانی در جهان امروز

به گزارش روابط عمومی شرکت ملی انفورماتیک، دکتر علیرضا ماهیار در مراسم اختتامیه رویداد امنیت سایبری CASH24 که با همکاری شرکت شبکه الکترونیکی پرداخت کارت (شاپرک) و آکادمی ملی انفورماتیک (آکادینو) برگزار شد، گفت: برگزاری چنین رویدادهایی آن هم برای اولین بار، جسارت و شهامت بالایی را می‌طلبد و چالش‌های خاص خود را به همراه دارد.وی، وسعت شبکه پرداخت شاپرک را یادآور شد و اظهار داشت: به دلیل تلاش‌های کارشناسان و متخصصان صنعت پرداخت است که روزانه صدها میلیون تراکنش در شبکه بانکی کشور انجام می‌شود و شبکه پایدار است.

مدیرعامل شرکت ملی انفورماتیک به ۲ مقوله امنیت و اقتصاد اشاره کرد و گفت: امروزه امنیت و اقتصاد به تنهایی مشکلات کشور را حل نمی‌کنند بلکه امنیت اقتصادی گره‌گشای مشکلات است.

نیروی انسانی یکی از عوامل رشد اقتصادی

دکتر ماهیار با بیان اینکه برای دستیابی به رشد اقتصادی هشت درصدی، نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی چند صد همت هستیم، افزود: بدون داشتن امنیت مالی و سرمایه‌گذاری، جذب سرمایه و دستیابی به توسعه و رشد اقتصادی پایدار ممکن نیست.وی تصریح کرد که داشتن یک استراتژی در حوزه امنیت مالی و اقتصادی برای هر مجموعه‌ ضروری است.مدیرعامل شرکت ملی انفورماتیک تاکید کرد: استراتژی امنیت ملی بسیاری از کشورها از جمله ایالات متحده، به امنیت اقتصادی آنها گره خورده است.دکتر ماهیار خاطرنشان کرد: در چند سال اخیر شاهد چندین مشکل در حوزه امنیت بودیم که لازم است تلاش کنیم در سال‌های پیش‌رو چنین رخدادهایی تکرار نشوند.

مدیرعامل شرکت ملی انفورماتیک گفت: در کنار استراتژی، باید نیروی انسانی متخصص و متعهد را به کار بگیریم که خوشبختانه در این زمینه شاهد حضور فارغ‌التحصیلان بسیاری در کشور هستیم.وی ادامه داد: برای جذب فارغ‌التحصیلان و کارشناسان دانشگاهی در شرکت‌های حاکمیتی، پلتفرم‌هایی از جنس آکادینو و رویدادهایی مانند CASH24 بسیار کمک‌کننده خواهند بود.یادآور می شود، رویداد CASH24 که در دو بخش مسابقه و همایش و با محوریت چالش‌های امنیت سایبری به ویژه در بخش پرداخت و نظام بانکی تدارک دیده شده بود، با مشارکت شرکت شاپرک و آکادینو برگزار شد.

اهمیت محوری نیروی انسانی و تأثیر عمیق آن بر اقتصاد

نیروی انسانی، که امروزه بیشتر با عنوان “سرمایه انسانی” (Human Capital) شناخته می‌شود، دیگر صرفاً یک عامل اولیه در کنار زمین و سرمایه فیزیکی نیست؛ بلکه قلب تپنده، موتور محرکه و مهم‌ترین دارایی استراتژیک هر سازمان، شرکت و در مقیاسی کلان‌تر، هر اقتصاد ملی است. در دنیای مدرن که اقتصادها به سمت دانش‌محوری و نوآوری حرکت می‌کنند، نقش انسان‌های ماهر، متعهد و خلاق بیش از هر زمان دیگری حیاتی شده است. سرمایه‌گذاری در آموزش، بهداشت و توسعه مهارت‌های نیروی کار، عاملی تعیین‌کننده در رشد اقتصادی پایدار و افزایش بهره‌وری است.

نیروی انسانی در گذر از «منبع» به «سرمایه»

برای درک کامل اهمیت نیروی انسانی، لازم است تحول مفهومی آن از “منبع انسانی” (Human Resource) به “سرمایه انسانی” (Human Capital) را درک کنیم.

منبع انسانی: در دیدگاه سنتی، کارکنان عمدتاً به عنوان هزینه‌ای برای سازمان تلقی می‌شدند که باید مدیریت و کنترل شوند تا وظایف فیزیکی یا مکانیکی خود را انجام دهند. تمرکز بر کمیت کار (قدرت بازو) بود.

سرمایه انسانی: در رویکرد مدرن، انسان‌ها به عنوان دارایی‌های ارزشمند و منبع اصلی ایجاد ارزش و مزیت رقابتی در نظر گرفته می‌شوند. سرمایه انسانی به مجموعه‌ای از دانش، مهارت‌ها، تجربیات، خلاقیت، انگیزه و سلامت افراد اطلاق می‌شود که می‌توانند در فرآیند تولید به کار گرفته شوند و بازده اقتصادی (سود و رشد) تولید کنند. این دیدگاه، سرمایه‌گذاری در انسان را نه هزینه، بلکه نوعی سرمایه‌گذاری پربازده شبیه به سرمایه‌گذاری در تجهیزات فیزیکی می‌داند.

این تغییر دیدگاه، نیروی کار را از یک عامل مکانیکی به یک عامل فکری و استراتژیک تبدیل کرده است.

تأثیر مستقیم سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی

سرمایه انسانی از طریق چندین کانال حیاتی، مستقیماً بر رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) و توسعه اقتصادی یک کشور تأثیر می‌گذارد:

افزایش بهره‌وری

مهم‌ترین اثر نیروی انسانی ماهر، افزایش چشمگیر بهره‌وری است. بهره‌وری نیروی کار عبارت است از میزان خروجی (تولید کالا یا خدمات) به ازای هر واحد نیروی کار (مثلاً به ازای هر ساعت کار یا هر کارمند).

کیفیت بر کمیت: کارمندی که دانش و مهارت بالاتری دارد، می‌تواند در زمان کمتر و با منابع کمتر، خروجی با کیفیت‌تر و بیشتری تولید کند.

استفاده بهینه از فناوری: تجهیزات پیشرفته و فناوری‌های نوین، به خودی خود کارایی ندارند؛ بلکه این نیروی انسانی ماهر است که می‌تواند با درک و به‌کارگیری صحیح تکنولوژی، از ظرفیت کامل آن استفاده کند و فرآیندهای تولید را بهینه سازد.

 نوآوری و پیشرفت فنی

سرمایه انسانی، اصلی‌ترین منبع نوآوری و خلاقیت است.

تولید دانش: افراد تحصیل‌کرده و با تجربه، ایده‌های جدیدی برای بهبود محصولات، خدمات و روش‌های تولید ارائه می‌دهند.

توسعه تکنولوژی: تحقیق و توسعه (R&D) که منجر به پیشرفت‌های فنی می‌شود، تماماً متکی بر توانایی فکری و مهارت‌های متخصصان است. نوآوری‌های حاصل از این سرمایه، نه تنها باعث ایجاد صنایع جدید و اشتغال می‌شوند، بلکه کارایی عوامل تولید سنتی را نیز افزایش می‌دهند. نظریه‌های نوین رشد اقتصادی (مانند مدل‌های رشد درون‌زا) تأکید دارند که این پیشرفت فنی، به عنوان خروجی سرمایه انسانی، عامل اصلی رشد اقتصادی بلندمدت است.

 ایجاد ارزش افزوده بالاتر

اقتصادهای پیشرفته بر تولید کالاها و خدمات با ارزش افزوده بالا تمرکز دارند (مانند نرم‌افزار، طراحی‌های صنعتی، خدمات مالی پیچیده و تجهیزات با فناوری بالا).

انتقال از خام‌فروشی: کشورهایی که نیروی کار ماهر دارند، از خام‌فروشی منابع طبیعی فاصله گرفته و با پردازش مواد خام توسط نیروی فکری، ارزش بسیار بیشتری خلق می‌کنند. این امر موجب تنوع اقتصادی، افزایش درآمد ملی و بهبود تراز تجاری می‌شود.

نقش نیروی انسانی در توسعه پایدار و اجتماعی

اهمیت نیروی انسانی تنها محدود به شاخص‌های کمی اقتصادی نیست؛ بلکه در ساختار اجتماعی و پایداری یک کشور نیز نقش محوری ایفا می‌کند.

توزیع عادلانه‌تر درآمد و کاهش فقر

آموزش و توسعه مهارت‌ها، به افراد امکان می‌دهد تا شغل‌های با درآمد بالاتر پیدا کنند.

افزایش درآمد سرانه: وقتی نیروی کار ماهر باشد، مزد بیشتری مطالبه می‌کند که منجر به افزایش درآمد سرانه و قدرت خرید خانوارها می‌شود.

تحرک اجتماعی: سرمایه‌گذاری در آموزش، فرصت‌های برابر برای صعود اجتماعی و اقتصادی را فراهم می‌کند و به کاهش نابرابری و فقر کمک شایانی می‌نماید.

 بهبود سلامت و رفاه عمومی

سلامت فیزیکی و روانی نیروی کار، عاملی اساسی در بهره‌وری است.

سلامت بهتر، کارایی بیشتر: کارگران سالم بیشتر کار می‌کنند، کمتر غیبت دارند و طول عمر مفید کاری بیشتری دارند.

دانش بیشتر، سبک زندگی بهتر: افراد با سطح تحصیلات بالاتر، اغلب انتخاب‌های سالم‌تری در زمینه سبک زندگی، تغذیه و بهداشت دارند که این امر به نفع کل اقتصاد است.

 ثبات سیاسی و اجتماعی

نیروی کار تحصیل‌کرده و با مهارت، معمولاً توانایی بیشتری برای مشارکت آگاهانه در فرآیندهای مدنی و سیاسی دارد.

حکمرانی بهتر: افزایش سطح آگاهی در جامعه، منجر به تقاضا برای شفافیت، پاسخگویی و حکمرانی بهتر می‌شود که پیش‌شرط توسعه اقتصادی پایدار است.

کاهش آسیب‌های اجتماعی: اشتغال کامل و با کیفیت، با فراهم کردن امید و انگیزه، به طور مستقیم به کاهش آسیب‌هایی مانند جرم و جنایت و اعتیاد کمک می‌کند.

استراتژی‌های کلیدی برای توسعه سرمایه انسانی

برای تبدیل نیروی انسانی به یک موتور رشد اقتصادی، دولت‌ها و سازمان‌ها باید بر روی استراتژی‌های زیر تمرکز کنند:

 سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش (Education and Training)

آموزش کیفی: تمرکز از کمیت به کیفیت و به‌روزرسانی محتوای آموزشی برای همگامی با نیازهای بازار کار جهانی.

آموزش فنی و حرفه‌ای (TVET): تقویت مدارس و مراکز فنی و حرفه‌ای برای تربیت نیروی متخصص در رشته‌های مورد نیاز صنعت.

آموزش مادام‌العمر: ایجاد سازوکاری برای بازآموزی و ارتقاء مهارت‌های بزرگسالان در طول عمر شغلی‌شان برای مقابله با تغییرات سریع تکنولوژیک.

 بهداشت و سلامت (Health and Well-being)

دسترسی همگانی به مراقبت‌های بهداشتی: تضمین سلامت فیزیکی و روانی کارگران از طریق سیستم‌های بهداشت و درمان مؤثر.

تغذیه و ایمنی محیط کار: بهبود شرایط بهداشتی و ایمنی در محیط‌های کاری برای کاهش بیماری‌ها و حوادث.

مدیریت منابع انسانی مؤثر در سازمان‌ها

سازمان‌ها باید محیطی را فراهم کنند که نیروی کار در آن شکوفا شود:

جذب استعداد: به‌کارگیری سیستم‌های کارآمد برای شناسایی و جذب بهترین افراد.

حفظ و انگیزش: ارائه حقوق و مزایای رقابتی، فرصت‌های ارتقاء شغلی، ایجاد تعادل میان کار و زندگی و فرهنگی سازمانی مثبت و حمایتی برای حفظ نیروهای متخصص.

تفویض اختیار و مشارکت: دادن نقش فعال به کارکنان در تصمیم‌گیری‌های سازمان، که منجر به افزایش تعهد و نوآوری می‌شود.

نیروی انسانی در اقتصاد جهانی

در عصر جهانی‌شدن، رقابت میان کشورها دیگر بر اساس منابع طبیعی یا سرمایه فیزیکی صرف نیست؛ بلکه بر مبنای توانایی آن‌ها در تولید و به‌کارگیری دانش است.

مزیت رقابتی: کشورهایی مانند کره جنوبی، سنگاپور و فنلاند با وجود کمبود منابع طبیعی، با سرمایه‌گذاری گسترده در آموزش و فناوری، توانسته‌اند با تکیه بر سرمایه انسانی خود، به قدرت‌های اقتصادی جهانی تبدیل شوند. این امر نشان می‌دهد که سرمایه انسانی، یک مزیت رقابتی پایدار و تجدیدپذیر است.

جذب مغزها (Brain Drain و Brain Gain): اقتصادهای موفق، نه تنها نیروی کار داخلی خود را توسعه می‌دهند، بلکه محیطی جذاب برای جذب نخبگان و متخصصان از سراسر جهان (Brain Gain) ایجاد می‌کنند و مانع خروج آن‌ها (Brain Drain) می‌شوند. این افراد با دانش و تجربه‌ بین‌المللی خود، تزریق نوآوری و انرژی جدید به اقتصاد می‌کنند.

جمع‌بندی

نیروی انسانی با کیفیت، دیگر یک عامل ساده در کنار سایر عوامل تولید نیست؛ بلکه مهم‌ترین پیش‌شرط تولید اقتصادی، رشد پایدار، نوآوری و توسعه اجتماعی است. از افزایش بهره‌وری گرفته تا تولید ارزش افزوده بالا، کاهش نابرابری و تسهیل پیشرفت فنی، تمام فرآیندهای توسعه اقتصادی، در نهایت بر دوش انسان‌هایی با دانش، مهارت و انگیزه استوار است.

در نتیجه، مهم‌ترین وظیفه دولت‌ها و بخش خصوصی، ایجاد یک نظام ملی برای توسعه سرمایه انسانی است که شامل آموزش با کیفیت، بهداشت عمومی، محیط‌های کاری با انگیزه و فرصت‌های مناسب برای نوآوری باشد. بدون این سرمایه‌گذاری، هیچ اقتصاد ملی‌ای نمی‌تواند به طور واقعی در قرن بیست و یکم به شکوفایی دست یابد.


دیدگاه شما
دیدگاه‌ها